:: چـــــراغ راه ::

وصـایـا و خاطراتی از شهدای شهرستان فردوس

وصیت نامه شهید سید حسن میر رضوی


وصیت نامه شهید سید حسن میر رضوی

الذین آمنو وهاجرو جاهد و فی سبیل الله با موالهم و انفسهم اعظم  درجه عندالله و اولئک هم الفائزون
کسانی که به پروردگارشان ایمان آورده اند و برای برقراری دین الله از یادشان هجرت می کنند و برای بقاء و پایداری قرآن با مالشان و جانشان در راه خدا جهاد می‌کنند بزرگترین درجه و مقام را نزد خدواند کریم دارند و براستی که آنان رستگاران دو عالمند سلام و درود برتو باد ای شهید . ای فرزند حسین ای جانباز راه حق و حقیقت . صلوات فرشتگان الهی بروان پاک و مقدس و جسد بخون قلتیده و سر جدا شده و بدن سوخته ات باد .
  خواهران و برادران عزیز تقوای خدا را پیشه کنید و از حرام خدا دوری کنید و حلال او را شکر گذار باشید . نعمت های معنوی و مادی حق تعالی بجا آورید و قدر نعمات بی پایانش را بدانید . در پیشگاه خدا معصیت نکنید که او ناظر شماست .فکر دنیا و جلوه هایش را تا می تواند از سر بیرون کنید و دنیا را فقط پلی برای رسیدن به سرای جاوید قرار دهید . به پرورش روح بیشتر از جسم خاکی توجه نمائید . قرآن را با معنی بخوانید . از دعا و راز و نیاز و خالق و معبود خود فراموش نکنید که ذکر خواست که قلبها معشوق و مضطرب انسان را آرامش می بخشد . ((الا بذکر الله تطمئن القلوب ))
یار و یاور انقلاب باشید و از دستاوردهای آن تا سرحد توان پاسداری نمائید زیرا امید انقلاب به بهای ارزانی بدست ما نرسیده و تا بمال خون دهها هزار جوان و زن مرد و کودک در جای آن ریخه شده برادران پاسدارم شما که لباس مقدس پاسداری را پوشیده اید مسئولیتی بس بزرگ بر عهده دارید و آن پاسداری نبا حق ریخته هزاران شهید و محلول است . سعی کنید اول اسلام را بشناسید و مسلمان باشید و بعد مجری دستورات اسلام .کار فقط برای خدا بکنید . و انتظار تشکر و تمجید از این و آن را نداشته باشید و در راه گفتن حق از هیچ کس نترسید .و سرانجام چون مردان راه خدا در انتظار شهادت می نشیند و آخرین لحظات عمرش آیات قرآن را زیر لب با خود زمزمه می کند . بعد از مجروح شدن هنگامی که از روی می خواهند و برای مداوا به پشت جبهه برود او با حالت گریه می گوید نه بگذارید که تمام تانکهای دشمن از روی جسدم بگذرید زیرا که نمی خواهم در این سفر دست خالی برگردم ولی با افراد هم سنگرش او را سوار آمبولانس کردند . هنوز چند متری دور نشده بودند که خمپاره بعثیان روی آمبولانس می افتد و بدن زخمی و به میان آتش می سوزد و به آرزوی دیرینه اش شهادت نائل گردید . زیرا که سید حسن را جز شهادت سزاوار نبود و واقعا اجر سالها تلاش شبانه روزش را گرفتار و همچنین بهشتی ورجائی بدنش پاره پاره شد که آرزویش این بود .   راهش پررهرو باد و نامش جاوید 


والسلام
سید حسن میررضوی

+ wasiat.ir ; ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۱۱
comment نظرات ()