:: چـــــراغ راه ::

وصـایـا و خاطراتی از شهدای شهرستان فردوس

متن وصیت نامه شهید محمد حسن هویدا


متن وصیتنامه پاسدار شهید محمد حسن هویدا

بسم رب الشهداء و الصدیقین
با درود و سلام بر امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با درود و سلام بر تمامی شهیدان که با نثار خون خوش درخت انقلاب را بارور کردند. السلام علیک یا ابا عبدالله و السلام علیک یا انصار رسول الله السلام علیک یا انصار دین ا... .
خدمت پدر و مادرم سلام عرض می‌کنم سلامی که ممکن است تکرار نشود . خدا را شکر که مرا جزء مسلمانان قرار داد و شهادت می‌دهم که خداوندمتعال یکی است و معاد حق است و روز رستخیز وجود دارد و محمد نبی خدا و علی ولی خدا و قرآن کتاب خدا و اسلام دینم می‌باشد . خداوندا هنگام رفتن فرارسید و قلبها می‌تپید. آن شبی را انتظارش را می‌کشید و امیدوارم که هنگامی که در مقابل دشمنان قرار می‌گیرم کمکم کنی تا بتوانم فقط برای رضای خودت با دشمنان اسلام و قرآن نبرد کنم . در حالی به سوی تو حرکات می‌کنم که کوله بارم جز گناه و معصیت چیزی ندارد و با حالتی به سوی تو می‌آیم که سر افکنده و خجلت زده‌ام اما از درگاهت ناامید نیستم چون می‌دانم که نا امید بودن از درگاهت جزء گناهان کبیره می‌باشد. کریما از تو می‌خواهم در آن هنگام که آتش دشمن بر سرم می‌ریزد خودت کمکم کنی تا از شر هوای نفس در امان باشم . حاجت پذیرا چگونه می‌توانم دوری تو را تحمل کنم و در آتش خشم و غضب بسوزم .
همانجا خواهم گفت الهی من لی غیرک. پروردگارا خودم اقرار دارم   گناه کردم ، از وجود پروردگار بخشنده و مهربان غافل شده بودم و در محضرت گناه کردم . نمک خوردم و نمکدان شکستم .به من چشم دادی تا در راه خودت از آنها استفاده کنم . اما من با آن نگاه به نامحرم کردم به من گوش دادی تا فقط کلام خودت را بشنوم اما غیبت شنیدم . به من دست دادی تا در راه خیر از آن استفاده کنم اما با آن خیانت کردم . پا دادی تا براه راست گام بردارم اما به گمراهی رفتم . خداخدا اما با همه اینها از آن روزی می‌ترسم که تمامی دوستان و همرزمان شهیدم جلو من صف کشیده‌اند و من سرافکنده باشم . چگونه چشم بر روی این عزیزان و اولیاء و مقربان درگاهت بیندازم و از آن روزی خوف دارم که تمامی اعضایم همه شهادت دهند . خداوندا خودت مرا کمک کردی و در هر کاری که داشتم در دنیا هر کجا که صدایت زدم جوابم دادی و مشکلم برآورده شد ولی من عوض شکر گزاری ، به راه باطل رفتم و مطیع هوای نفس بودم و حالا در مانده و شرمسارم از عالم . پروردگارا خودت آگاه بودی که فقط برای رضای خودت در این مکان مقدس که دانشگاه انسان سازی می‌باشد گام نهادم وبه ندای امام حسین لبیک گفتم و با آگاهی کامل بوده وتا حالا فکر می‌کردم که جبهه به وجودمن احتیاج دارد ولی حالا احساس کردم که من به جبهه احتیاج دارم و اما عزیزانی که در پشت جبهه هستند سعی کنید از این فیض عظیم بهرمند شوید که اگر غفلت کردید از کاروان عقب افتادید و دیگر جبران آن مشکل می‌باشد . پس بخودآئید که موقع حساس فرا رسیده است و اما پدرو مادرم اگر فرزند حقیرتان را عفو نکنید خیلی مشکل است چون محتاجیم وامیدوارم که از دعا برای حقیر یادتان نرود و امیدوارم اگر شهید شوم صبر و برباری را پیشه خود سازید . ضمناً شانزده روز روزه قرض دارم و حدود یک ماه نماز قضا دارم که از پدر و مادرم تقاضا دارم که آنرا برایم انجام دهند دیگر عرضی ندارم . 
 از دعا برای امام زمان یادتان نرود                    التماس دعا مخصوص دارم           



شب سه شنبه مورخه 18/1/1366    ساعت 5/9 شب
حقیر گناهکار محمد حسن هویدا
 

+ wasiat.ir ; ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۱۱
comment نظرات ()