:: چـــــراغ راه ::

وصـایـا و خاطراتی از شهدای شهرستان فردوس

از وصایای شهید فرودی به دخترش

از وصیتنامه شهید « مهدی فرودی » به دخترش

 

سردار شهید مهدی فرودی، سردار غلامرضا احمدی ، و سردار باقر قالیباف و ...

فرزندم:... و تو شاهد باش، شاهد عصر خویش که پدرت و دوستان پدرت در خون خویش غلطیدند تا تو و همة فرزندان آیندة اسلام، بر صراط حق بمانید، ما با کاروانی که قافله‌‌سالار آن سید و سرور ما بود، نایب مولایمان امام زمان بود، حرکت کردیم اندکی را با کاروان آمدیم، و کاروان هنوز در گذر است آری فرزندم تو و همة دوستانت مثل پدرت و دوستانش به کاروان بپیوندید و رهسپار وادی عشق شوید، که خیر دنیا و آخرت و کمال انسانیت را جز این طریقی نیست.می‌دانم که ترا هنوز امکان خواندن این سطور نیست لیکن برایت خواهند خواند و تو که بزرگ شدی خود، خواهی خواند، و به این خواهی رسید که دنیا با همه بزرگی و وسعت آن بسیار حقیر و تنگ و کوچک است، و زائل شدنی و رفتنی، آدمی هر چه بدان روی آورد تشنه‌تر می شود و از کمال انسانی دورتر، هیچ‌وقت باور نکن که می‌شود هم خوب دنیاداری کرد و هم خوب دین‌داری، هم بیاد مستضعفان و محرومان بود و هم در کمال عیش و نوش و عشرت بسر کرد، که پدرت هم اینرا باور نکرد، لهذا از مال دنیا فقط کتابهایش را برای تو به ارث گذاشت که بجای حریص بودن به دنیا، به علم و دانش حریص باشی، و این را هم توجه داشته باش که علم بدون تزکیه و تقوی نداشتنش بهتر است. علم آن است که انسان را بسازد و غرور  انسان را بریزد و او را خاکی کند.و تو ... اگر دوباره کسی پرسید که پدرت ترا دوست نداشته که به جبهه رفته با شجاعت و ایمان جواب بده که اینطور نیست، پدرم چون مرا دوست داشت و دوستی ما را در طول دوستی خدا و رسولش می‌دید، به جبهه رفت، تا ایمان و باور ما استوار بماند، به جبهه رفت تا به تکلیف خود عمل کند و به ما بیاموزد که او مقلد است و ماهم باید مقلد باشیم، بهرصورت الان که دارم چند سطر را می‌نویسم در زیر نخلستانهای زیبای کنار اروندرود هستم و سنگرهای دشمن را در آنسوی رود به تماشا نشسته‌ام، اگر خدا توفیق داد و ظرفیت و لیاقت شهادت داشتم، هیچ‌وقت اندوهگین مباش، و بدان که دیر یا زود همة ما در قیامت همدیگر را ملاقات خواهیم کرد، و من زودتر می‌روم و اگر آدم خوبی بودم و کارهایم مثبت و برای خدا بود به بهشت وگرنه ...

برگرفته از:http://ghasedak-gomnam.blogfa.com/post-74.aspx


.......

دخترم، الان کنار اروند رود هستم و سنگرهای دشمن را آنسوی رود به تماشا نشسته ام، اگر توفیق داد و ظرفیت و لیاقت شهادت داشتم هیچ وقت اندوهگین مباش و بدان که دیر یا زود همه ما در قیامت همدیگر را ملاقات خواهیم کرد و من زودتر می روم. دخترم درست را بخوان، مادرت را کمک کن، حجابت را خوب رعایت کن تا انشاء الله در آینده مادری باشی که علی اکبرها و علی اصغرها را در دامان خود بپرورانی. ارزشهای اصیل انقلاب را پاس بداری. در راه حفظ ارزشهای اسلامی بکوشید و نگذارید فرصت طلبان راحت طلب و سازشکار ارزشها را مبدل به ضدارزش کنند. از حزب بازی و باند که مانع رشد و روی کارآمدن افراد لایق می شود همه را بر حذر دارید. از همه دوستان حلالیت می طلبم. بالأخص از برادران سپاه.
 

+ wasiat.ir ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱۱
comment نظرات ()