:: چـــــراغ راه ::

وصـایـا و خاطراتی از شهدای شهرستان فردوس

خاطراتی از سردار شهید مهدی فرودی


سعید رئوف: 
در عملیات والفجر 8 بعد از گذشت 17روز از عملیات، یادم هست که از لابه لای نخلها به صورت پراکنده عراقی می آمد و خودشان راتسلیم می کرد . در یکی از همین روزها بود که دیدم مهدی فرودی دو نفر از همین عراقیها را پشت سرش روی موتوری که داشت سوار کرده و دارد می آورد در صورتی که ایشان اسلحه ای هم نداشت و عراقیها می توانستند به راحتی از پشت سر ایشان را از پا در آورند. وقتی آمد، گفت : از آن همه آدم، دو نفر هم سهم من بود که آوردم تحویل بدهم .
برگرفته شده از http://www.sajed.ir/detail/5871
 خاطرات بیشتر در باره این شهید در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ wasiat.ir ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱۱
comment نظرات ()

از وصایای شهید فرودی به دخترش

از وصیتنامه شهید « مهدی فرودی » به دخترش

 

سردار شهید مهدی فرودی، سردار غلامرضا احمدی ، و سردار باقر قالیباف و ...

فرزندم:... و تو شاهد باش، شاهد عصر خویش که پدرت و دوستان پدرت در خون خویش غلطیدند تا تو و همة فرزندان آیندة اسلام، بر صراط حق بمانید، ما با کاروانی که قافله‌‌سالار آن سید و سرور ما بود، نایب مولایمان امام زمان بود، حرکت کردیم اندکی را با کاروان آمدیم، و کاروان هنوز در گذر است آری فرزندم تو و همة دوستانت مثل پدرت و دوستانش به کاروان بپیوندید و رهسپار وادی عشق شوید، که خیر دنیا و آخرت و کمال انسانیت را جز این طریقی نیست.می‌دانم که ترا هنوز امکان خواندن این سطور نیست لیکن برایت خواهند خواند و تو که بزرگ شدی خود، خواهی خواند، و به این خواهی رسید که دنیا با همه بزرگی و وسعت آن بسیار حقیر و تنگ و کوچک است، و زائل شدنی و رفتنی، آدمی هر چه بدان روی آورد تشنه‌تر می شود و از کمال انسانی دورتر، هیچ‌وقت باور نکن که می‌شود هم خوب دنیاداری کرد و هم خوب دین‌داری، هم بیاد مستضعفان و محرومان بود و هم در کمال عیش و نوش و عشرت بسر کرد، که پدرت هم اینرا باور نکرد، لهذا از مال دنیا فقط کتابهایش را برای تو به ارث گذاشت که بجای حریص بودن به دنیا، به علم و دانش حریص باشی، و این را هم توجه داشته باش که علم بدون تزکیه و تقوی نداشتنش بهتر است. علم آن است که انسان را بسازد و غرور  انسان را بریزد و او را خاکی کند.و تو ... اگر دوباره کسی پرسید که پدرت ترا دوست نداشته که به جبهه رفته با شجاعت و ایمان جواب بده که اینطور نیست، پدرم چون مرا دوست داشت و دوستی ما را در طول دوستی خدا و رسولش می‌دید، به جبهه رفت، تا ایمان و باور ما استوار بماند، به جبهه رفت تا به تکلیف خود عمل کند و به ما بیاموزد که او مقلد است و ماهم باید مقلد باشیم، بهرصورت الان که دارم چند سطر را می‌نویسم در زیر نخلستانهای زیبای کنار اروندرود هستم و سنگرهای دشمن را در آنسوی رود به تماشا نشسته‌ام، اگر خدا توفیق داد و ظرفیت و لیاقت شهادت داشتم، هیچ‌وقت اندوهگین مباش، و بدان که دیر یا زود همة ما در قیامت همدیگر را ملاقات خواهیم کرد، و من زودتر می‌روم و اگر آدم خوبی بودم و کارهایم مثبت و برای خدا بود به بهشت وگرنه ...

برگرفته از:http://ghasedak-gomnam.blogfa.com/post-74.aspx

ادامه مطلب
+ wasiat.ir ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱۱
comment نظرات ()

شهید مهدی فرودی

مهدی فرودی

سردار شهید مهدی فرودی 
نام پدر: محمداسماعیل 
محل تولد:شهرستان فردوس 
تاریخ تولد: 22/01/34 
تاریخ شهادت :04/10/65 
محل شهادت : شلمچه 
منطقه :عملیات کربلای 4 
مسؤلیت :فرمانده ستاد 
یگان:لشکر 5 نصر 
گلزار :بهشت رضا 
کد شهید:6527539 

ادامه مطلب
+ wasiat.ir ; ٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٩
comment نظرات ()